مسئولیت روزنامه‌نگاری در بحران‌های زیست محیطی

پژمان موسوی – روزنامه‌نگار: بحران های زیست محیطی ایران، در تمام زیر مجموعه ها و سرفصل هایش، به مراحل نگران کننده ای رسیده است و روزی نیست که هشداری تازه درباره تخریب و از دست رفتن بخشی از میراث طبیعی ایران به گوش نرسد. یک روز خبر از تخریبِ جنگل های زاگرس می رسد، روز دیگر خبر از آتش سوزی گسترده در دامنه های مرکزی و جنوبی زاگرس؛ شبی از شب ها دریاچه و تالابی می میرد و شبی دیگر عمق دریاچه های «فعلا» موجود، چند سانتیمتری پایین تر می رود و روز به روز به مرگ حتمی نزدیک تر می شود. بحرانِ آب هم که در میان بحران های زیست محیطی معاصر، جای خود دارد و هر روز ابعاد نگران کننده تری به خود می‌گیرد، بحرانی که به گفته کارشناسان، در سال های آینده به «مسئله» شماره یک ایران بدل شده و گوی سبقت را در این زمینه از سایر رقبایش می رباید. القصه اینکه بحران های زیست محیطی در جهان به طور اعم و در ایران به طور اخص، بحرانی «واقعا موجود» است اما اینها که گفتم چه ارتباطی دارد با روزنامه‌نگاری؟

نکته دقیقا در همین «شگفتی ساز» بودن این ارتباط است! اینکه چرا «روزنامه نگاری محیط زیست» به عنوان یکی از سرفصل‌های مهم و معتبر روزنامه نگاری، در ایران چندان محلی از اعراب ندارد و اگر چند روزنامه نگارِ محیط زیستی ایران را که اتفاقا فضا و امکان زیادی هم برای فعالیت ندارند، فاکتور بگیریم، اساسا ژانر مورد اشاره، جایی در روزنامه نگاری امروز ما ندارد و مهم تر از آن، دغدغه ای هم برای بودنش حس نمی شود و همین هم هست که آغازِ فاجعه است؛ فاجعه است چرا که در کشوری چون ایران که با بیش از ده ها و شاید صدها «بحران» و «مسئله» زیست محیطی روبروست، «روزنامه نگاری محیط زیست» گمشده‌ی روزنامه‌نگاری است و این مهم درک نمی شود که روزنامه نگاران زیست محیطی تا چه میزان می توانند در حل این بحران ها یا کمرنگ کردن آنها نقشی سازنده را ایفا نمایند. فاجعه است چرا که بزرگانِ ما این ژانر را برای روزنامه نگارانِ جوان به عنوان ژانری استراتژیک و تاثیر گذار معرفی نکرده و به آن جذابیت نداده اند و همین هم می شود که در کنارِ بی شمارِ خبرنگار و روزنامه نگار اقتصادی، تعداد روزنامه نگارانِ حرفه ای زیست محیطی ما شاید به تعداد انگشتان دو دست هم نرسد. اما روزنامه نگار زیست محیطی کیست و چه ویژگی هایی دارد؟ روزنامه نگار زیست محیطی علاوه بر دارا بودن ویژگی های مشترک روزنامه نگاران در استانداردهای حرفه ایِ گزارش نویسی، یادداشت نویسی و مصاحبه، باید دغدغه ی محیط زیست داشته باشد؛ فراتر از آن باید زبان و شیوه علمی را درک کند و از وقایع زیست‌محیطی تاریخی آگاه باشد. یک روزنامه نگار حرفه ایِ زیست محیطیِ در جریان تصمیم‌گیری‌ها درباره سیاست‌های زیست‌محیطی و کار سازمان‌های زیست‌محیطی است و درکی کلی از ملاحظات زیست‌محیطی معاصر دارد. آلودگی هوا، تنوع گونه‌ها، آلودگی‌های محیطی، پرتوتابی به عذاها، محصولات غذایی با تغییر ژنتیکی، تغییر جهانی آب وهوا، آلودگی آب‌های زیرمینی، تامین آب، سلامت شغلی، نازک‌شدن لایه اوزون، پیشگیری از آلودگی، رشد جمعیت، سلامت زیست‌محیطی، عدالت زیست‌محیطی، بیماری‌های زیست‌محیطی، اقتصاد زیست‌محیطی، اخلاق زیست‌محیطی، زیست‌بوم‌ها، انرژی، آموزش زیست‌محیطی، حفاظت زیستگاه‌های حیوانات، مدیریت دفع مواد زائد، حیات وحش و … هم از موضوعات مهم و اساسی ای است که یک روزنامه نگار زیست محیطی در طولِ حیات حرفه ای خود باید آنها را دنبال کرده و نسبت به سرنوشت آنها حساس و دغدغه مند باشد. همین حس دغدغه هم هست که خبرنگاران محیط زیست را در تفاوتی اساسی با سایر خبرنگاران قرار می دهد چرا که حوزه ای که این خبرنگاران در آن قلم می زنند و به کار حرفه ای مشغولند، به اساسِ زندگی در زیست بوم ما در این کره‌ی خاکی بر می‌گردد و هر تلاشی در این حوزه به بهبود کیفیت زندگی روزمره ما منتهی خواهد شد؛ چندی پیش در یکی از آرشیو گردی هایم، به اظهار نظری رسیدم که به نظر گمشده ی ما در روزنامه نگاری زیست محیطی امروز است: «ما در عرصه رسانه باید کمک کنیم به اینکه روزنامه نگاری اجتماعی و روزنامه نگاری کنشگر را پرورش دهیم؛ چرا که در چنین روزنامه نگاری ای افرادی حضور دارند که هدف شان تنها انعکاس خبر و عکس نیست بلکه آمده اند تا شبکه های اجتماعی و نهادی را سامان دهند و آنها را به یک جامعه فعال بدل کنند یعنی جامعه ای که فقط از بالا به پایین نسبت به مسائل مداخله ندارد»(۱)

مشکل به نظر به سیستمی بر می‌گردد که نه «عادت» و نه «علاقه» ای به چنین روزنامه نگارانِ پرسش گری در حوزه محیط‌زیست ندارد؛ از همین رو هم هست تقریبا در هیچ طرح و لایحه ی جامعی، روزنامه نگاران محل رجوع نیستند و بیشتر طرح های زیست محیطی بدون نگاه به بخش اجتماعی و رسانه ای به تدوین و تصویب نهایی می رسد؛ معضلی که یکی از علل به وجود آمدنِ بحران‌های زیست محیطی در ایرانِ امروز شده است.

بها دادن به روزنامه نگاری زیست محیطی که به دست نمی آید جز با «آموزش های حرفه ای» از یک سو و احساس تعلق به «زمینی که در خطر است» از سوی دیگر، به نظر ضرورتی می آید که هر چه زودتر باید به سمت آن گام برداشت و به الزاماتش پایبند بود؛ الزاماتی که بی شک زمین را جای بهتری برای زندگی خواهد کرد…

۱) نگاه جامعه شناختی به بحران آب در ایران؛ هادی خانیکی

  • لینک کوتاه:

مطالب اخیر

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با ستاره (*) مشخص شده‌اند.

Cancel reply