درها بسته است، اما قفل نیست

مرتضی سیمیاری: اواخر زمستان سال ۱۳۹۵ حسن روحانی در آخرین لحظات حضورش در کویت از بسته پیشنهادی ایران برای امیران حاشیه خلیج‌فارس رونمایی کرده و از آمادگی ایران برای گفت‌وگوهای منطقه‌ای خبر داد. محتوای پیشنهاد ایران برای همسایگان استراتژیک خود ایجاد یک ساختار امنیتی جدید در منطقه بود که در درونش حمایت ضمنی آمریکایی‌ها را نیز در بر داشت. فردای آن روز روزنامه تندرو مخالف دولت پیشنهاد ایران را خیانت‌آمیز خوانده و اجرای برجام منطقه‌ای را برخلاف سیاست‌های محور مقاومت خواند، پیشنهاد لایه‌های رادیکال برای روحانی تهدید برج‌های شیشه‌ای بجای گفت‌وگوی سازنده بود. اما غافل‌گیری اصلی برای رئیس‌جمهور نه از سوی مخالفان سیاسی داخلی بلکه از سمت رهبران منطقه شکل گرفت، جایی که ریاض پیش‌شرط هر مذاکره‌ای را خروج ایران از سرزمین‌های عربی خواند. روزنامه الوطن چاپ سعودی با انتشار نقشه خاورمیانه و مشخص کردن مناطق تحت نفوذ ایران تیتر زد: «فقط از اینجا برو»! از نگاه عربستان پیشنهادات ایران به‌قدر کافی اطمینان‌بخش نبوده و به سرعت طرح روحانی در محاق قرار گرفت.

با گذشت نزدیک به دو سال از آخرین پیشنهاد روحانی و پالس‌های ضعیف میان تهران و ریاض برای رسیدن به میز مذاکره، شکاف میان ایران و شیخ‌نشینان جنوبی به حداکثر خود رسیده است. رویای مقامات سیاسی در ایران برای رسیدن به آب‌های مدیترانه و غلطیدن بن سلمان و بن زاید در آغوش ترامپ آگاهان منطقه را به این نتیجه رسانده که شانس بازگشت به دوران درخشان روابط صمیمانه میان برادران مسلمان نزدیک به صفر است و تلاش عربستان برای حل بحران انرژی پس از موج تحریم‌های آمریکا علیه ایران را نشانه بسته بودن درها میان تهران و اعراب می‌دانند. اما این درهای بسته به معنای قفل شدن همه روابط میان تهران و همسایگانش در خلیج‌فارس نیست. در ریاض اگرچه موشک‌های پرتاب‌شده از جانب حوثی‌ها به حساب ایران نوشته می‌شود، اما سطح تنش‌ها به‌سوی جنگ مستقیم هدایت نشده و با وجود پاسخ منفی شاهزاده سعودی (بن سلمان) به پیشنهاد روس‌ها برای میانجی‌گری، پیام عدل الجبیر به اروپایی‌ها در اوج درگیری‌های دو طرفه در شهر مونیخ ایجاد بسترهای لازم برای مذاکره با طرف ایرانی بوده است.

گام تازه ایران برای افزایش ظرفیت‌های فنی در مذاکره تلاش‌های یک جانبه در اصلاح روابط با همسایگان بوده است، اما مفهوم این اقدام چیست؟ به نظر می‌رسد پیام اصلاح روابط به معنای تغییر در نقشه سردرگم و قدیمی تهران در خارومیانه باشد. آزمون خطاهای مکرر باعث شناخت بیشتر در قواعد نفوذ از سوی ایرانی‌ها شده است، حالا مقامات سیاسی به خوبی می‌دانند که ایجاد کانال‌های مخفی و علنی همواره نتایج مطلوب به همراه نداشته و گاه حتی ممکن است نتایج معکوس و غیرقابل پیش‌بینی را نیز به همراه داشته باشد، تجربیات به‌دست آمده در نحوه تنظیم روابط میان حماس،حزب‌الله و حتی اسد و نیز بالا رفتن پلاکاردهای ضد ایرانی در عمق نفوذ شیعیان در بصره، نجف و میسان، نشانه‌های قابل‌درکی از نیاز به اصلاح گسترده در روابط میان ایران و اعراب در خود دارد. اما پیشنهادات اصلاحی ایران برای شیوخ عرب تنها زمانی شکل کاربردی خواهد یافت که در قالب بیانیه‌های گنگ سیاسی پنهان نشود. خلیج‌فارس برای همکاری حداقلی در دوران تحریم‌های دشمنان ایران نیاز به اقدامات عملی بیشتر دارد. البته این اتفاق با کوتاه شدن دست‌های دیپلماسی پنهان قابل دست‌یابی است. شاید لازم باشد حسن روحانی بیش از هر اقدامی در منطقه پرونده شبکه عبدلی را دوباره بازخوانی کند!

  • لینک کوتاه:

مطالب اخیر

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با ستاره (*) مشخص شده‌اند.

Cancel reply