برای نقشه راه اشتباه، راننده عوض می‌کنند؟

شورای سردبیری: تحولات در دولت‌ها و رفتن و آمدن آدمها در دستگاه حکومت بر سه قسم هستند: یا اصلا اهمیتی ندارند و صرفا تعویض دو کارگزار صاحب منصب و چیزی شبیه تغییر راننده اتوبوس‌های شرکت واحد هستند، یا فقط اهمیت فنی و تاکتیکی دارند و قرار است جنبه‌های غیر استراتژیکی را تغییر دهند و مثلا برنامه رفاهی یا مالی خاصی را تقویت یا تضعیف کنند، مثل عوض کردن راننده‌ای که باسرعت بیشتری حرکت می‌کند و حالت سومی هم وجود دارد: راننده‌ای که مسیر اتوبوس را عوض می‌کند!

طی روزهای آینده، احتمال برخی تحولات در دولت روحانی وجود دارد و حرف و حدیث هم درباره آن زیاد است. تحولاتی که در آستانه آن هستیم از کدام نوع است؟ بعید است کسی که به جای مثلاً سیف یا ربیعی یا کرباسیان می‌آید تفاوت چندانی در دانش، قدرت مدیریت، شناخت، برنامه تکلیفی یا اختیارات با این افراد داشته باشد. مایه جمهوری اسلامی در عرصه نیروی انسانی در همین حدود است که این کرباسیان را با آن کرباسیان جابجا کند! می‌توان نشان داد که در کشور ما، محدودیت‌های سیاسی مدیریتی (ناشی از سلطه بلامنازع اراده مدیریت کلان و حلقه اول قدرت) در چنان حدی است که حتی از توانایی همین تکنوکراتهای میان‌مایه‌ای که دولتهای جمهوری اسلامی را شکل می‌دهند نمی‌توان با آزادی کارشناسی بالا استفاده کرد؛ وقتی نمی‌توان در خطوط راه‌آهن ایران باسرعت بالا حرکت کرد، چه لزومی دارد نسل نوین دیزل‌های پرسرعت وارد کنیم؟

همین موقعیت را در نوع دوم تغییرات دولتی داریم. فرض می‌کنیم تحولات اخیر بین‌المللی و گیر افتادن در کوچه بن‌بست یا گوشه رینگ مدیران ارشد کشور ما را از خواب بیدار کرده باشد. شاید احساس کرده‌اند ناکارایی و فساد و رفیق‌بازی و چاق کردن خودی‌ها نتوانسته و نمی‌تواند کشور را در مقابل موج بلاخیز حفظ کند و باید رویه‌های سی‌ساله را تغییر دهیم. آیا امکانش وجود دارد؟ گیریم که کابینه را کلاً ترمیم کنیم و لودویگ ارهارد آلمانی را وزیر اقتصاد و جان مینارد کینز انگلیسی را هم مشاور اقتصادی‌اش کنیم و بن برنانکی را هم از آمریکا بیاوریم برای بانک مرکزی. چه کسی فکر می‌کند می‌توان کامیونی را که ناراننده‌ها به کوه کوبیده و همه محورهایش را از کارایی انداخته اند می‌توان با یک راننده ماهر به موقع به مقصد رساند؟

آیا تغییراتی که بزودی در دولت روحانی خواهیم دید از نوع سوم است و کارگزاران تازه مسیر را تغییر خواهند داد؟ ظاهراً قرار است چنین باشد. طلیعهٔ آن را هم دیدیم که راهی کردن ولایتی به روسیه و چین و مشغول کردن ظریف به پذیرایی از سفرا در اتاق بازرگانی بود. نشانه‌های دیگری هم از تغییرات در مسیر و آدمهای مناسب مسیر تازه دیده شده است که هرچند درون‌مایه وحدت‌آمیز و برای دولت کاهش چوبهای لای چرخ دارد، اما این راه و مسیر سوم هم به آنجا که در ذهن مدیریت ارشد کشور است نمی‌رسد. علت ساده‌ای دارد: نقشه راه را اشتباه برداشته‌ایم. آن مقصد در این نقشه نیست.

در مسیر حیات کشورها نقاطی وجود دارد که بازگشت درجا به مسیر عاقلانه در آنها اشتباهی اضافی و پرهزینه به حساب می‌آید. بعد از برجام، ما نباید از مسیر اصرار بر منازعه‌طلبی و نمایش بازو همراه با درآوردن زبان و شکلک می‌رفتیم، و حالا که به دردسر افتاده‌ایم به دلایل تاکتیکی نمی‌توانیم درجا دور ۱۸۰ درجه‌ای را که برخی توصیه می‌کنند بزنیم، اما می‌توانیم مقصد تازه‌ای برای خودمان تعریف کنیم. جز رهبران اسرائیل و برخی سلاطین عرب و احتمالا پوتین کسی در این سوی جهان ما را هو نخواهد کرد اگرمعلوم شود ایران سیاست کاهش حضور غیراقتصادی درمنطقه، سیاست غیر منازعه‌جویانه و آرامش ‌بخش نسبت به آسیا و اروپا، ومقاومت عاقلانه در مقابل دارودسته ترامپ (و نه آمریکا) در پیش گرفته است… برای نمایش نیل به این عقلانیت، دکتر شاخت را با هرمان گورینگ عوض نمی‌کنند!

  • لینک کوتاه:

مطالب اخیر

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با ستاره (*) مشخص شده‌اند.

Cancel reply