فاش شدن رازهای پوتین در تهران

مرتضی سیمیاری: دو حزب سیاسی در دو سوی یک پیکان به تشریح رهیافت‌های خود از آخرین وضعیت سیاست‌ورزی در ایران پرداخته‌اند. هر دو شرایط کشور را خطرناک و در آستانه یک بحران فراگیر دیده و برای عبور از گردنه نفس‌گیر پیش رو پیشنهادهای قابل تاملی را ارائه نموده‌اند. حزب اصلاح‌طلب اتحاد ملت دولت را به تجدیدنظر در سیاست‌های منطقه‌ای و داخلی دعوت نموده و راه حل عبور از بحران را نشان دادن چراغ سبز در ایجاد نرمالیزاسیون «عادی‌سازی» بین‌المللی می‌داند. در برابرش جبهه پایداری عبور از دولت حاکم و برگزاری انتخابات زودرس در تعیین رئیس‌جمهور جدید را راه حل نهایی قلمداد نموده است. شاگردان آیت‌الله مصباح یزدی دیپلماسی غیرفعال و نشان دادن چراغ قرمز به عادی‌سازی روابط جهانی و بسته شدن درهای کشور را تنها امکان موجود در دوران جنگ روانی و اقتصادی دشمنان علیه کشور خوانده‌اند. البته سرمقاله یک روزنامه تندرو به رمزگشایی دقیق‌تر از نقشه مخالفان دولت پرداخته و پیش‌کش نمودن نیم قرنی نفت ایران به متحدان شرقی (روسیه و چین) را کمربند ایمنی و ضمانتی حفظ نظام قلمداد نموده است. حزب دلواپسان می‌گوید که نگران است، اما در آخرین گردهمایی خود اعلام کرده که در اجرای برنامه‌اش هیچ ترسی به خود راه نخواهد داد! اعضای رهبری جبهه پایداری می‌گویند «نباید بگذاریم پروژه یلتسین‌سازی تکرار شود». اشاره آن‌ها به روزی است که محمد خاتمی پس از حمله به کوی دانشگاه به خبرنگاران گفته بود که برایش هر ۹ روز یک بحران می‌سازند. فردای آن روز تندروهای مخالف اصلاحات در واکنش به سخنان رئیس‌جمهور افسانه‌ای ساختند که خاتمی، گورباچف و عبدالله نوری یلتسین نظام است و فروپاشی از بالا نزدیک است. در جلسات مخفی و محفلی، رقبای قدیمی خط امامی‌ها به جوان‌ترهایشان ارسال آخرین تلکس رهبر شوروی به تهران پس از کودتای کمونیست‌های افراطی را یادآوری کرده و می‌گفتند: «اگر امروز در برابر خاتمی سدی نسازیم، فردا سیل دوم خردادی‌ها همه ما را خواهد برد». در پیامی که در ۲۸ مرداد سال ۱۳۷۰ به تهران فرستاده شده بود گورباچف برای مقامات ایرانی نوشته بود که به‌زودی توسط همکار مرموزش یلتسین کنار گذاشته خواهد شد، او در انتهای پیام برای رهبران تهران در تک مصرعی از سعدی کنایه زده بود «که از چنگال گرگم در ربودی // چو دیدی عاقبت گرگم تو بودی»!
اما این روزها هدف از ایهام سازی دوباره از سرنوشت رهبران شوروی در سیاست داخلی و خارجی ایران چیست؟ پاسخ به این سؤال نیاز به تأمل دارد، در شرایطی که ترامپ و مشاورانش در اجرای طرح صلح خاورمیانه به دنبال تضعیف ایران تا سر حد نابودی هستند، مدافعان تشبیه سازی روحانی به گورباچف و یلتسین طرح شگفت‌انگیزی را روی میز قرار داده‌اند، آن‌ها رؤیای روی کار آمدن یک ولادیمیر پوتین ایرانی را در سر دارند. اما در روزهای گذشته پیچیده‌ترین لایه‌های مخالف دولت به این نتیجه رسیده‌اند که پوتین از پشت به ایران خنجر زده و نمی‌توان در جنگ با ترامپ روی روس‌ها حساب کرد، پس به‌سادگی می‌توان حدس زد که هدف مدافعان پوتین‌سازی ایجاد سد دفاعی و هم‌پوشانی در ایجاد یک صدای واحد با کرملین در حفظ ایران نیست. مخالفان روحانی به خوبی می‌دانند که رهبر شوروی در آخرین روزهای سلطنت خود به این نتیجه رسیده بود که باید واقعیت‌ها را هر اندازه تلخ به مردم گفت، همان چیزی که روحانی از آن به‌عنوان شفاف‌سازی یاد کرده است. هدف از روی کار آمدن یک پوتین یا مدودیف در پاستور روشن است. مخالفان دولت نگران نور پاشیدن روحانی بر تاریکخانه فساد هستند. پوتین ایرانی در سرزمین آرزوهای دلواپسان، گلادیاتور مبارزه با ترامپ نیست، بلکه او به دنبال حفظ درهای دژی است که رئیس‌جمهور در شفاف شدن و گشایش آن‌ها مقاومت کرده است!

  • لینک کوتاه:

مطالب اخیر

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با ستاره (*) مشخص شده‌اند.

Cancel reply