دشمن کجاست؟

مرتضی سیمیاری: «هوای پاییز بی رحم است، گاهی استخوان سوز و گاهی رومانتیک مانند تصمیمات رئیس جمهور»، این جمله را افسر ارشد امنیتی هنگامی که میخواهد روی صندلی خود بنشیند به گری سیک می گوید، مرد مرموز بدون آنکه به مشاور کارتر فرصتی برای پاسخ داده باشد، ادامه می دهد «شاه می توانست کار را تمام کند و من هم حالا در خانه خود باشم». مدت زمانی نمی گذرد که هال ساندرز و برژینسکی نیز خودشان را به جلسه می رسانند. نشستی که تا طلوع آفتاب ادامه می یابد و پس از پایان آن افسانه ای دهان به دهان می پیچد که برنامه سقوط شاه در هتل مدیسون طراحی شده است. از اسناد منتشر شده سازمان سیا از آن جلسه چند خطی بیشتر منتشر نشده است،جایی که برژینسکی می گوید: «بهتر است برای ایران تصمیم عاقلانه ای بگیریم». شاه و هوادارانش همواره تصمیم آمریکایی ها در آن شب را طراحی برنامه ای برای سقوط خود دانسته اند. البته انقلابی ها نیز خود را بی نصیب از نتایج جلسات مخفی آمریکایی ها و متحدانش نمی دانند و به صورت مداوم واشنگتن را متهم به اجرای برنامه های متعدد براندازی کرده اند. در آخرین نمونه وزیر خارجه از شکل گیری یک ائتلاف بزرگ خبر داده که هدف نهایی آن نه سقوط نظام حاکم بلکه نابودی و فروپاشی ایران خواهد بود. اما آیا اظهارات ظریف تنها یک نمایش تبلیغاتی برای رهایی دولت از زیر تیغ تیز انتقادات محسوب می شود یا آنکه تحولاتی در خاورمیانه در حال شکل گیری است؟ کسانی که گوش شنواتری دارند صدای جلسات سری در شکل گیری معامله بزرگ در خاورمیانه را شنیده اند. هیچ گاه ۱۴ ژوئن «سالگرد استقلال روسیه» برای مقامات اسرائیلی روز مهمی محسوب نمی شود،اما امسال بنیامین نتانیاهو همراه وزرای کابینه اش همان اول صبح خود را به عمارت سرگی در بیت المقدس رسانده اند. مهمترین همراه نخست وزیر اسراییل در دیدار با سفیر روسیه تزاچی هانگبی چهره ضد ایرانی و جنگ طلب نزدیک به نتانیاهو است. او ژنرال ولادمیر ایوانفسکی را از صف افسران روسی حاضر در جلسه جدا کرده و به صورت محرمانه با وی گفت و گو می کند. ایوانفسکی در حال حاضر در توافق با آمریکایی ها مسئول جبهه جنوبی سوریه محسوب می شود، منطقه ای که در طی چند ماه گذشته محل آتش بازی خونین ایران و اسرائیل بوده است.خبری از آن جلسه به بیرون مخابره نشده است، اما المانیتور مطلع شده که نتیجه رفت و آمد های افسران روسی به اسرائیل درست در لحظه افتتاحیه جام جهانی میان عربستان و روسیه به ثمر رسیده و لیبرمن و سرگئی شویگو به توافق نهایی درباره خروج ایران از سوریه دست یافته اند.حالا آگاهان منطقه به خوبی می دانند که پس از جلسات مخفی در بریگاد کفیر لحن اسراییل نسبت به ایران تغییر شگفت انگیزی کرده است. آن ها تا کنون تنها از ایران خواسته بودند که تا فاصله ۶۰ کیلومتر از مرز اسراییل دور باشند، اما اکنون از تهران درخواست خروج کامل را دارند. اسد برای ماندن و پوتین برای برداشته شدن تحریم های خود تن به معامله بر سر ایران در سوریه داده و اولین سیگنال ملموس آن تقاضای آمریکا از کشورهای صنعتی موسوم به گروه هفت برای ورود روسیه به جمع آن ها بوده است. از سویی ترامپ هر روز سعی می کند طناب تحریم ها بر گردن ایران را تنگ تر کند. حالا صحنه آرایی دشمنان ایران به قدر کافی برای همه ملموس شده است. حسن روحانی می گوید درشرایط موجود تن به تسلیم نمی دهیم و از مذاکره خبری نیست. البته پیش از این شعار «نه سازش، نه تسلیم» به شکست های بزرگتر برای تهران منتهی شده است.مقامات ایران با نا امیدی از همه متحدان منطقه ای راه حل نهایی را در بازگشت به درون و هم صدایی تمام جریان های سیاسی یافته اند، اما این تک صدایی در عدم مذاکره با آمریکایی ها مانع از اجرایی شدن معامله پیچیده ضد ایرانی می شود؟ پاسخ منفی است، بازگشت به درون، مذاکرات ملی و اصلاح گذشته به تنهایی تهران را نجات نمی دهد، بسیج مردم علیه تحریم نیاز به آن دارد که دولت میز دیپلماسی اش را برای شهروندانش شرح دهد، حوزه عمومی باید به درستی بداند که دشمن او کجاست. در غیر این صورت هر روز بر حجم شایعات،خشم و نفرت افزوده می شود. دیپلماسی ایران در دوران جدید خود نیاز به ظرافت بیشتری دارد. مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری از نظر منفی ۶۳ درصدی افکار عمومی جهان عرب نسبت به ایران خبر داده است. احتمالا وضعیت در داخل بهتر از خارج از مرزها نیست؛ در میان اعراب دیگرکسی برادران انقلابی را الگوی خود نمی دانند. ایرانی ها مدت ها است که از جادوی حمایت عمومی از دیپلماسی بی خبرند، دشمن هم در میان بی اعتمادی مردم منطقه سنگر گرفته است. دشمن ما همین جاست!

  • لینک کوتاه:

مطالب اخیر

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با ستاره (*) مشخص شده‌اند.

Cancel reply