به چه دلیل سیاست ترامپ به معنای اتحاد اروپا است؟

گای فرهوفشتات (نخست وزیر سابق بلژیک، رهبر دموکرات های پارلمان اروپا) | برگردان: مجتبی رحیمی: بین خروج انگلیس از اتحادیه اروپا و افزایش حملات دونالد ترامپ به آن ، بسیاری از اینکه اتحادیه اروپا با چالش های بیشتری مواجه شود، می ترسند؛ اما همان گونه که اروپایی ها به خوبی می دانند، هیچ چیز مانند بحران روند ادغام دوباره انگلیس به اتحادیه اروپا نیست.

یکی از استدلال های اصلی در حمایت از خروج انگلیس از اتحادیه اروپا این است که بریتانیا به تنهایی می تواند توافق های تجاری بهتری را با سایر کشورها و حتی خود اروپا بدست آورد. به گفته یکی از حامیان برگزیت، بوریس جانسون، وزیر امور خارجه انگلیس، به دلیل آنکه بحران های کشورهای عضو اتحادیه اروپا بین همه اعضا تقسیم می شود، «تنها یک راه برای بدست آوردن تغییری که می خواهیم وجود دارد، رای دادن به ترک اتحادیه اروپا».

اما کمتر از یک سال باقی مانده تا«روز برگزیت» یعنی  زمانی که عضویت انگلیس در اتحادیه اروپا به طور رسمی پایان می یابد، مشخص است که امید دولت بریتانیا به تسخیر اقتصاد اتحادیه اروپا در هم شکسته شده است. کشورهای عضو اتحادیه اروپا در طول مذاکرات برگزیت به شدت متحد باقی مانده اند و در حالی که خود برگزیت چیزی برای جشن گرفتن ندارد، حداقل نشان می دهد اروپا قوی تر از آن است که به چالش کشیده شود. در واقع به نظر می رسد برای بسیاری از اروپایی ها، اتحادیه اروپا از مرگ بازگشته است. امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه و آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، دو رهبر کشورهای قدرتمند اتحادیه، به تدریج اما مطمئن نشانه هایی از هم پیمانی خود برای پیگیری اصلاحات بلندمدت در اتحادیه اروپا را نشان می دهند.

علاوه بر این، علیرغم تشکیل یک دولت ائتلافی ضد اتحادیه اروپا در ایتالیا و افزایش احزاب پوپولیستی در سراسر اروپا، نظرسنجی ها نشان می دهد که حمایت از اتحادیه اروپا در حال حاضر بالاتر از دهه های گذشته است. اخیرا بر اساس یک نظرسنجی، اگر امروز یک رفراندوم در مورد باقی ماندن در اتحادیه اروپا برگزار شود، ۸۳ درصد از اروپایی ها برای حفظ آن رای خواهند داد و بالای ۶۰ درصد، عضویت در اتحادیه اروپا را به عنوان یک دستاورد خوب برای کشور خود می دانند.

به بیان دیگر، در حالی که پوپولیسم قطعا می تواند بذر ایده جدایی را در اتحادیه اروپا بکارد، شواهد کمی وجود دارد که خود برگزیت موجب تأثیر دومینو بر این اتفاق شده باشد. نایجل فرگه رهبر برگزیت ممکن است دوست داشته باشد فکر کند که دولت جدید پوپولیستی ایتالیا موفقیت خود را تنها با پیگیری روش او برای خروج ار اتحادیه اروپا بدست آورده است؛ اما به نظر می رسد پوپولیست های اروپا متفاوت از نسخه انگلیس هستند. گرچه بازارهای مالی در نتیجه این دیدگاه که رهبران جدید ایتالیا می توانند کشور خود را از منطقه یورو بیرون کنند، رشد کرده است، اما نظرسنجی ها بعد از انتخابات ماه مارس نشان داد که ۶۰ تا ۷۲ درصد ایتالیایی ها از چنین حرکتی پشتیبانی نمی کنند.

با این حال، نظرسنجی اخیر نشان می دهد  شک و تردید بیشتر در مورد مسیر فعلی اتحادیه اروپا است. فقط ۳۲ درصد از شهروندان بر این باورند که برای اتحادیه اروپا همه چیز در جهت درست یش می رود.در حالی که ۴۲ درصد فکر می کنند که اتحادیه در مسیر غلط است. درنتیجه، پرسش برای اکثر اروپایی ها این نیست که آیا اتحادیه اروپا را نابود کنند، بلکه پرسش اصلی این است چگونه آن را بهبود بخشند.

به دلیل اثرات ماندگار بحران مالی سال ۲۰۰۸ و بحران منطقه یورو، اتحادیه اروپا موفق به انجام اصلاحات لازم نشده است. اما اکنون پنجره ای برای تغییر باز شده، چون در حقیقت جغرافیای سیاسی اتحادیه اروپا، سرانجام در بسیاری از کشورها در اتحادیه اروپا به خانه تبدیل شده است.

فشارهای ترامپ هم عامل مهم دیگری است برای حفظ و اتحاد دوباره اروپا. حقیر شمردن ناتو توسط رئیس جمهور ایالات متحده و آشکار شدن تماس های انتخاباتی او با روس ها قبل از انتخابات ۲۰۱۶، به وضوح نشان می دهد که اروپایی ها نمی توانند به طور انحصاری برای امنیت خود بر ایالات متحده تکیه کنند. علاوه بر این، تصمیم ترامپ  در گذاشتن تعرفه های واردات فولاد و آلومینیوم برای  اتحادیه اروپا (و همچنین دیگر متحدان ایالات متحده مانند کانادا و مکزیک) رهبران اتحادیه اروپا را در خشم و انزجار متحد می کند.

پیشنهاد او این است که اتومبیل های آلمانی باید از خیابان های آمریکا پاکسازی شوند، با وجود اینکه بسیاری از خودروهای آلمانی به واقع در ایالت هایی از آمریکا ساخته شده اند که در انتخابات از ترامپ حمایت کرده اند. این اقدام ممکن است به آلمانی ها کمک کند تا احساس کنند برای حافظت از صنعت خودروی خود نیاز به کمک دیگر اروپایی ها دارند.

همچنین تعرفه های ترامپ فرصتی عالی برای دولت ائتلافی آلمان برای همراهی با مکرون در مورد طرح های بلندپروازانه او برای اصلاح اتحادیه اروپا و منطقه یورو فراهم کرده است.  وقت آن رسیده است که آلمان با ذهن بازتری در مورد نیازهای کشورهای اروپای جنوبی فکر کند.

سیاست های اول آمریکای ترامپ، نماینده بازگشت به اشتباه ناسیونالیسم عریان و حمایت از یک دوره سپری شده است. آنها تهدیدی مستقیم برای نظم بین المللی پس از جنگ هستند که ۷۳ سال است جهان را برای رفاه و ثبات  پایدار نگه داشته است و در عین حال آنها می توانند همان چیزی باشند که روند طولانی مدت رکود در اروپا به آن نیاز دارد.

ترامپ در هرج و مرجی که بذر آن را نشانده خوش است. او روابط بین الملل را به یک بازی برنده_بازنده تبدیل کرده است. در مقابل، روش اتحادیه اروپا همکاری ها و مصالحه است. و اکنون که این دو جهان بینی در حال برخورد هستند، هر کدام از آن ها می تواند برجسته شود.

علاوه بر ترامپ و برگزیت، کشورگشایی رئیس جمهور روسیه و جسارت رو به رشد چین به نظم جهانی افزوده است.  اما، همانگونه که اروپایی ها به خوبی می دانند، هیچ چیز مانند یک بحران برای به دست آوردن چیزهایی که رفته اند نیست. ما دهه ها است که از این تصمیم سخت اجتناب کرده ایم. اکنون ما باید تصمیم بگیریم که اروپا در سال ۲۰۵۰ و فراتر از آن چگونه باید باشد.

منبع: پروجکت سندیکیت

  • لینک کوتاه:

مطالب اخیر

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با ستاره (*) مشخص شده‌اند.

Cancel reply