“پرشیا سفید، اتوبان نیایش”

شورای سردبیری: حدود سه سال پیش، خانم جوانی هراسان به یک آشنای مشترک مراجعه و تقاضای کمک کرده و گفته بود جوانی در یک خود روی پرشیا در اتوبان نیایش با او کورس گذاشته و سپس پشت چراغ قرمز در کنارش توقف کرده و سعی کرده سر صحبت را باز کند. در ادامه و حدود یک ساعت بعد، در حالی که آن خانم مشغول خرید در بازارچه تجریش بوده٬ تلفنش زنگ می‌زند و مردی از آن سوی خط خود را معرفی می‌کند: “راننده پرشیا سفید، اتوبان نیایش!” درمقابل حیرت این زن جوان که ساده لوحانه می‌پرسد شماره مرا از کجا آورده‌اید، جوان مزاحم با لحنی خود ستایانه می‌گوید: “ما اینیم! حتی آدرس خانه و چیزهای دیگر شما را هم می‌دانم”. دوباره تقاضای نامشروع خود را تکرار می‌کند و چون نتیجه‌ای از این شهروند هراس‌زده نمی‌گیرد پی کار خود می‌رود.

دوست مشترک توضیح ساده‌ای به آن خانم داده بود: آن جوان از ابواب جمعی دستگاه‌های امنیتی و انتظامی بوده که قرار است ناموس و امنیت ما را حفاظت کنند و منبع اطلاعش از شماره تلفن قربانی نگون‌بخت نیز از طریق وارد کردن شماره خودرو به کامپیوترهای اداره متبوعش بوده است. وقتی شماره خودرو، یا شماره ملی، یا کارت بانکی، یا دفترچه بیمه و….را وارد می‌کنند به همه چیز ما دسترسی دارند. از طریق ما به همسر، فرزند، سایر اعضای خانواده، والی آخر.

این تصویر مختصری است از توانایی هزاران کارمندی که فارغ از نظارت مدیرانی که در حال مدیریت سهام کارخانه‌ها و تعاونی‌های اعتبار و موسسات قرض‌الحسنه وابسته به نهادهای خاص هستند، میتوانند با دسترسی به اطلاعات خصوصی شهر وندان دمار از گرده همه در آورند. نگوئید چنین نمی‌شود . قاعده این بازی همین است: به نوشته یکی از جاسوسان پیشین سرویس اطلاعاتی اسرائیل، سال‌ها پیش، یک مامور موساد دوربین عکسبرداری در شب خود را به بلواری در تل آویو می‌برد و از پیرمردان دارای اتومبیل‌های شیک که برای همراه بردن فواحش به این خیابان می‌آمدند عکس می‌گرفت و از روی شماره خود روی آنها هویتشان را شناسایی میکرد و از آنها حق‌السکوت می‌گرفت. به نوشته ویکتور استروفسکی در کتاب راه نیرنگ، موساد او را از یک سو توبیخ کرد و از سوی دیگر پاداش داد چرا که درسش را خوب آموخته بود. همه رژیم‌های مبتنی بر ایدئولوژی که آزادی فردی شهروندان را در مقابل باورها و نیازهای خود هیچ می‌دانند، از این راه می‌روند وعمله جات(!) خود را در ازای خدماتی که می‌کنند در دراز دستی به شهروندان آزاد می‌گذارند .

این روزها مقامات ما روزی ده بار سوگند می‌خورند که سیستم قصد دستیابی به پیام‌های مردم به یکدیگر را ندارد و روزی هزار مطلب تبلیغی درباره مضرات پیامرسان خارجی و حسن مشابه داخلی آن از دستگاه تبلیغاتی تحت سلطه خود پخش می‌کنند. البته سابقه حکومت ما می‌گوید این عهد نابسته سرک نکشیدن به حریم خصوصی مردم را ماموران ماذون قبلا هزاران بار شکسته و رنج بازجویی و سال‌هایی دراز از زندان را بر جوانان این کشور تحمیل کرده‌اند . آزموده را نمی‌آزمایند. به حرفش اعتماد نمی‌کنند و می‌دانند حرام بودن شرعی” تجسس در احوال مردم” مدتهاست توسط برخی از فتوادهندگان درجه دوم مستقردر نهادهای مرتبط، در نهان جای خود را به مستحب و سپس واجب داده است .

گذشته از اینکه هیچ نظام مبتنی بر اصول و مرام و برنامه ایدئولوژیکی در جهان وجود ندارد و نخواهد داشت که حق خودرا برای کنترل کامل زندگی و حتی ذهن شهروندان به پای احترام به حریم خصوصی آنها قربانی کند، کنترل کارمندان فراوان دستگاه‌های متعدد و پر عرض و طول امنیتی و اطلاعاتی نیز مشکل دیگری است. دست تطاول کارمندانی که می‌بینند دست مدیرانشان برای این همه سوءاستفاده از قدرت، اختلاس، رشوه‌گیری، زدو بند و فسادهای مالی و غیر مالی باز است، بی‌ هیچ هراسی بر همه چیز شهروندان دراز خواهد شد.

ما باور داریم مردم ایران به علت تجربه‌های گذشته در این موضوع به حکومت اعتماد ندارند و توصیه می‌کنیم پول قرارداد برادرانی را که سیستم پیامرسان طراحی کرده‌اند بدهند و پرونده را ببندند. فریب آشکار تصویب قانون برای حراست از حریم خصوصی نیز از انواع حناهای بی‌رنگ است.

در چهل سال اخیر، حکومت ما در مورد مسائل ارتباطی و رسانه‌ای کاری نکرده که بعدا نفهمیده باشد اشتباه پر هزینه‌ای کرده است . ایندفعه اشتباه نکند. همان مقدار اطلاعات که جوانان “راننده پرشیا سفید، اتوبان نیایش ” در دست دارند برای ادامه حاکمیت عدل و امنیت کافی است .

  • لینک کوتاه:

مطالب اخیر

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با ستاره (*) مشخص شده‌اند.

Cancel reply