ملاحظاتی درباره انتخاب

آنچه اغلب انتخاب‌های به ظاهر درست را مخدوش می‌کند، انتصاب خبرگان در بستر الگوی حکومت «تیول‌داری مدرن» است! این دووجهی که برشمردم در کشور ما همواره دو روی یک سکه بوده‌اند، اما این بار موضوع کمی متفاوت است. پس از سال‌ها بالاخره شاهد انتخاب یک دریانورد خبره در سمت مدیریت ارشد یکی از مهمترین ناوگان‌های دریایی کشور هستیم که به اذعان بسیاری از خبرگان تصمیم درست و شایسته‌ای نیز بوده است.

انتخاب یک دریانورد خبره در رأس یکی از مهمترین ناوگان‌های نفتی جهان در کشوری که مدیریت اقتصاد نفتی هر روز با بحران جدیدی روبروست، خبر بسیار خوبی است، اما نمی‌توان آن را بی‌ربط با تلاطم‌های اخیر در ناوگان نیازمند به نوسازی نفتکش ایران دانست.

قطعا یکی از معیارهای مهم انتخاب مدیران ارشد یک شرکت قابلیت‌های شخصی و مدیریتی است که در ذیل مصادیق تعریف مدیران موفق می‌تواند ارزش‌افزوده‌ای متمایز را در مجموعه با خود به همراه بیاورند. موضوع بنیانی که طرح آن در ادوار قبلی مدیریت‌های تیول‌داری دولتی در چنبره رسانه‌های به شدت وابسته و غیرمستقل سازمان‌ها و شرکت‌های دریایی همواره مسکوت باقی مانده است.
از سویی شاهد آن بوده‌ایم که در ادوار پیشین، به رغم رشد فزاینده اقتصادی بازارهای جهانی در سال‌های رونق بازار حمل‌ونقل دریایی، کمتر چنین ارزش‌افزوده‌ای از سوی مدیران انتصابی به چشم خورده است.

آنچه در این مختصر باید به آن اذعان داشت، آن است که نمی‌توان و نباید حضور مغتنم مدیر خبره‌ای چون کاپیتان سردشتی را در میان انبوه بحران‌ها به خصوص تناقض تحمیلی میان مانیفست مدیریتی برآمده از شایستگی‌های فنی و خبرگی ایشان و الزامات سیستم اقتصادی که خروجی چنین متناقضی به بار آورده است که نه نشان از اقتصاد دولتی دارد و نه سرمایه‌داری، با معیارهای دقیق مدیریتی مورد سنجش قرار داد. خاصه آنکه توقع نمی‌رود که چنین حضوری همراه با نوآوری قائل به اصول مدیریتی و توسعه متاثر از رشد بازار اقتصادی پیش‌رو باشد.

این نوع انتخاب در بستر اداره اقتصادی که چیزی شبیه تیول‌داری البته کمی مدرن‌تر! است (۱)، گرچه انتخابی درست و بهینه به نظر می‌رسد، اما فضای روشن و دقیقی را برای عملکرد مناسب خبرگان در اختیار قرار نمی‌دهد، چرا که در فضای کسب‌وکار کشتیرانی‌های دولتی با چنین بستر واپس‌گرایانه‌ای که بنگاه‌های دولتی و عمومی و نیمه‌دولتی به مثابه تکه‌های سرزمین‌های تحت نظارت حاکمیت و دولت محسوب می‌شوند، انتظار می‌رود اختیار مدیران انتصابی که وجهی از تیول‌داری حکومتی را یدک می‌کشند نیز در ید حاکمیت باشد.

احتمالا این شائبه نیز وجود دارد که ایشان نیز متقابلا متعهد به رعایت محض و بی‌قیدو شرط انتظارات و توصیه های دولتی خواهد بود و این از آنجایی ناشی می‌شود که معیار شایستگی در ساختار تصیمات دولتی فارغ از ظرفیت‌های مدیریتی و خبرگی عمدتا رعایت دستورات متاثر از ترکیب هیات‌مدیره و تنظیم ساختار مدیریتی زیرمجموعه و پروژه‌های دستوری است. پارادوکسی که مراعات دستورات حکومتی منبعث از بحران‌های درونی و بیرونی توسط یک مدیر خبره در بنگاه‌های اقتصادی نیمه‌دولتی را تنها در چارچوب تیول‌داری مدرن، قابل توضیح می‌کند.

اما بی‌شک کمترین مزیت انتخاب مدیران خبره در قالب تیول‌داری مدرن، تعهدی است که یک مسئول خبره برای حفظ سرمایه‌های مالی، فنی و انسانی بنگاه احساس می‌کند. موضوع مهم و حیاتی که براساس مستندات در ادوار مدیران انتصابی قبلی شرکت ملی نفتکش کمتر به چشم می‌خورد. شاید بتوان آن را گامی در جهت اصلاح مدیریتی بنگاه های اقتصادی و تخصصی و کاهش مناسبات مبتنی بر تیول داری مدرن برشمرد.
باید منتظر ماند و دید.
……..
(۱) ر.ک. غنی‌نژاد، موسی، تفکیک سیاست و تجارت، روزنامه دنیای اقتصاد، ۹۵/۵/۵

  • لینک کوتاه:

مطالب اخیر

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با ستاره (*) مشخص شده‌اند.

Cancel reply