به صلح بیندیشیم!

حسن قاضی‌مرادی / جامعه نو: جدا از همه خشونت‌های مذهبی و سیاسی در منطقه و جهان، آنچه انکارکردنی نیست افزایش هرچه عیان‌تر پرخاشگری و خشونت‌ورزی در همه عرصه‌های زندگی فردی، اجتماعی و سیاسی در اکنونیت ماست. امروزه خشونت با خود (مثلاً در گوناگونی‌های اعتیاد، خودکشی، بی‌تفاوتی به خویشتن)، خشونت اجتماعی (مثلاً رشد تأسف‌بار انواع آسیب‌های اجتماعی یا حتی نزاع‌های بینا‌شخصی و بینا‌گروهی) و نیز پرخاشگری و خشونت سیاسی (در رابطه جناح‌ها و نیروهای سیاسی با یکدیگر و نیز در کشاکش‌های دولت و مردم) چنان گسترشی یافته که مقابله با پرخاشگری و خشونت‌ورزی را به مسئولیت در اولویت آحاد و گروه‌های مردم و کل دولت در آورده است. تحقق چنین مسئولیتی جلوه‌های گوناگونی دارد که از مهم‌ترین‌ها ی آن تلاش برای ایجاد و استحکام صلح است.
اما صلح در چه معنایی!
در معنای مرسوم و محدود، صلح با دوگانه متضاد صلح/جنگ به معنای فقدان جنگ درک می‌شود. در این معنا، صلح یعنی “نه جنگ”. از این رو، برای تحقق صلح تنها کاری که باید انجام شود زمین گذاشتن اسلحه و ترک مخاصمه است. در این دریافت، صلح تحقق یک موقعیت است. این معنای منفعل صلح دانسته می‌شود. اما در اینجا در الزام اندیشیدن به صلح و به صلح گراییدن معنای فعال صلح مورد نظر است.

صلح در معنای فعال آن یعنی همزیستی منظم(یا به قاعده) و مسالمت‌آمیز تفاوت‌ها و تمایزها. صلح فعال توافقی است آگاهانه و اندیشیده‌شده درباره‌ متفاوت بودن و متفاوت زیستن. صلح فعال بر زمینه تفاوت متحقق می‌شود و آن هم به شرطی که تفاوت موجود واقعی به رسمیت شناخته شده و سرکوب یا به حاشیه رانده نشود. از این رو، صلح فعال کرداری است معرف تداوم مبارزه در موضوع تفاوت‌ها و تمایزها. در این معنا، صلح با تداوم مبارزه منظم و مسالمت‌آمیز تفاوت‌ها پایدار می‌ماند و در این پایداری، تحول می‌یابد. در این دریافت، صلح تحقق یک روند عملی است.
•••

ما در تاریخ خود صلح را در معنای «نه جنگ» فهمیده‌ایم و در این معنا آن را زیسته‌ایم. ما چه اندک به صلح فعال اندیشیده‌ایم و از این رو آموخته زیستن فردی و اجتماعی در صلح فعال نبوده‌ایم. اینک، اما، به نظر می‌رسد رو در روی دغدغه صلح فعال ایستاده‌ایم و ناگزیریم به آن بیندیشیم، آن را بیاموزیم و به آن عمل کنیم. ما می‌توانیم درک کنیم جهان انباشته تفاوت و تمایز است. جهان مبننی بر تفاوت‌هایی که خلق می‌کند متحول می‌شود و پایدار می‌ماند. می‌دانیم، برای نمونه، در حوزه زندگی انسانی، هر فرد با وجوه متفاوت شخصی‌اش شکل می‌گیرد؛ زن و مرد در وجه جنسی با هم متفاوت‌اند؛ جامعه از اقوام، نژادها، ملیت‌ها و خرده‌فرهنگ‌های متفاوتی تشکیل می‌شود و… هم چنان که جامعه (مردم) و دولت با هم متفاوت‌اند. در عین حال ما نتوانسته‌ایم به سازوکار صلح فعال در رابطه تفاوت‌ها و تمایزها پی ببریم و این درک خود را با عمل فردی و اجتماعی-سیاسی‌مان در آمیزیم. برای ما، هم چون مردم دیگر جوامع، این ناتوانی علل و دلایل گوناگونی دارد:

یک وجه ناتوانی از درک صلح فعال و توانمند شدن در اجرای آن درآمیختن تفاوت و تمایز با سلطه است. چنین که شود نظام تبعیضی به وجود می‌آید که صلح را ناممکن می‌کند. برای نمونه، تفاوت جنسی چون با سلطه درآمیزد می‌شود تبعیض جنسیتی؛ تفاوت نژادی در تلفیق با سلطه می‌شود تبعیض نژادی؛ تفاوت در دین‌ها و مذاهب چون با سلطه درآمیزد می‌شود تبعیض دینی که همان فرقه‌گرایی مذهبی است؛ تفاوت مردم و دولت چون با سلطه دولت بر مردم درآمیزد می شود نظام تبعیض سیاسی که اس و اساس هر نوع دولت غیردموکراتیک است. از منظری خاص نیز می‌توان گفت تفاوت در جایگاه‌های متفاوت تولید چون با سلطه -در سیمای استثمار- درآمیزد می‌شود نظام تبعیض اقتصادی. فرد نیز چه بسا با به کارگیری سلطه ،مواجهه تبعیض‌آمیزی با وجوه متفاوت شخصی‌اش داشته باشد و در این معنا که وجوهی را به نفع وجوه دیگری به انقیاد کشد. می‌توان دریافت نظام تبعیض در هر حوزه‌ای که باشد و هر جلوه‌ای که بیابد صلح فعال را به بن‌بست می‌کشاند.

جلوه دیگر به بن‌بست راندن صلح فعال نادیده گرفتن یا طرد تفاوت و تمایز با تحمیل یکسانی است: یکسان‌اندیشی یکسان‌گویی، یکسان‌کرداری و در کل ،یکسان‌بودگی. چنین تحمیلی، در اساس، متکی به نظام سلطه است. در تضاد با این، صلح فعال اساساً با حفظ و تداوم تفاوت و تمایز در دگراندیشی، دگرگویی، دگرکرداری و در کل دگربودگی ممکن است. در صلح فعال این گونه‌های دیگر-زیست بر زمینه همزیستی متحول می‌شوند. از این لحاظ، صلح فعال روند چندگونگی و تکثرگرایی است. در عین حال، همزیستی در صلح فعال مستلزم رواداری است. رواداری مسئله تأمل بر تفاوت‌ها و در عمل، تعامل آنها و تعامل با آنهاست. یکسان‌اندیشی و یکسان‌کرداری با طرد رواداری و زمینه سازی غلبه دیگرنمایی (ریاکاری) از یک سو موقعیت سلطه و تبعیض است و از سوی دیگر وضعیت جدایی و سترونی. یکسان-زیستی موقعیت بردگی است.

صلح فعال مستلزم فعالیت انسان‌هایی است که بر بنیان «حق» و نه «وظیفه» مسئولیت‌های خویش را در زندگی فردی و اجتماعی درک می‌کنند. متمایز از وظیفه، حق مبتنی بر خودانگیختگی آگاهانه است. حق در خودآگاهی از تفاوت و اتکای خودانگیخته به آن عینیت می‌یابد و فهمیده می‌شود. در حالی که پیروی از جمع و توده‌وار زیستن می‌تواند کفایت تعهد به وظیفه باشد. موظف بودن به یک معنا پیروی کردن است. با پیروی کردن می‌توان ترک مخاصمه کرد اما نمی‌توان هم‌زیستی متحول تفاوت‌ها را فهمید و مطابق با آن عمل کرد. فعال صلح از شناخت تفاوت‌های خود حرکت می‌کند و با درک تفاوت‌های دیگری به تعامل همزیستانه با او می‌رسد. علاوه بر این، صلح فعال متکی به حقوق است؛ حقوقی که تا به عنوان حق فهمیده نشوند نمی‌توانند به روند صلح یاری رسانند. مهم‌ترین آنها حق متفاوت و مخالف بودن و مخالفت کردن است :حق اعتراض. صلح میان ما و دیگران به شرطی ممکن می‌شود که بپذیریم دیگران به اتکای دگر-زیست خود حق مخالفت با ما را دارند.
•••

جلوه مهم صلح فعال، صلح میان مردم و دولت است. تفاوت‌های گسترده میان منافع و مصالح دولت و مردم بنیان عینی الزام چنین صلحی است. اما دولت در جهان معاصر با این ویژگی مهم مشخص می‌شود که همه ابزارهای سلطه را در اختیار خود داشته باشد. این ویژگی مهم به دولت این فرصت را می‌دهد تا با به‌کارگیری سلطه در موضوع تفاوت‌های منافع و مصالح خود با مردم نظام تبعیض سیاسی را ایجاد کرده و از این طریق صلح منفعلی را به مردم تحمیل کند. چنین صلحی میان دولت و مردم در هر موقعیت تاریخی و به ویژه در جهان معاصر عامل اصلی تباهی هر دولت و هر مردمی است. ( در اینجا به این موضوع نمی‌پردازم که در عمل، صلح منفعل میان مردم و دولت با موقعیت نه صلح/نه جنگ شناخته می‌شود.) از این رو، تا زنجیره تباهی‌های مکرر هر دولت و هر مردمی به دلیل صلح منفعل میان این دو گسسته شود و از آنجا که تفاوت و تمایز منافع و مصالح دولت و جامعه حذف‌شدنی نیست چاره‌ای جز تحقق صلح فعال میان دولت و مردم وجود ندارد.

صلح فعال مردم و دولت، اما، اراده‌کردنی نیست. تحقق چنین هدفی مستلزم وجود وسایل متناسب با آن است. مهم‌ترین وسیله برای چنین هدفی جامعه مدنی است. جامعه مدنی مجموعه‌ای از انجمن‌ها و سازمان‌هایی است که اولاً مردم را در برابر دولت قدرتمند می‌کند و ثانیا میانجی رابطه دولت و مردم می‌شود. فقط از طریق تحرک سازمان‌یافته جامعه مدنی و نقش میانجی‌گرانه آن است که نظام «سلطه» در اختیار دولت به نظام «قدرت» تبدیل می‌شود. نتیجه مستقیم این مسئله امکان‌پذیر شدن توزیع قدرت بین دولت و مردم است. در پی توزیع قدرت بین مردم و دولت و در پی استحکام و تداوم میانجی‌گری جامعه مدنی صلح فعال بین این دو مستقر می‌شود. این به قدرتمند شدن متداوم کل جامعه می‌انجامد.این کلید رهایی از تباهی هر دولت و هر مردمی است.
•••

امروزه ما مردم در برابر این واقعیت قرار داریم که خشونت بیش از هر چیز دیگری در جامعه ما انباشت می‌شود: خشونت‌ورزی با خود، خشونت در روابط میان مردم و چه بسا خشونت در رابطه مردم و دولت. (از نظر من، فساد اقتصادی و اجتماعی و هر نوع فساد دیگری یک جلوه مهم خشونت‌ورزی است که هم از بالا به پایین و هم از پایین به بالا جریان می‌یابد.) ما در مقام یک جامعه (مردم و دولت) در برابر این انتخاب قرار داریم که یا منفعلانه به روند انباشت خشونت تن دهیم و تباهی خود را انتظار کشیم یا از طریق ایجاد صلح فعال در هر حوزه فردی و اجتماعی و نیز در میان مردم و دولت از چرخه خشونت‌ورزی و تباهی بگریزیم. در واکنش به این دو انتخاب باید تاکید کرد که تلاش برای مقابله با خشونت‌ورزی از طریق بسط دادن و تحمیل کردن صلح منفعل، به ویژه در رابطه مردم و دولت، تلاش عبثی است. زیرا هیچ صلح منفعلی ( و هیچ موقعیت نه صلح/ نه جنگ) پایدار نیست و نمی‌تواند از روند انباشت و بروز خشونت جلوگیری کند. انتخاب راه دوم مستلزم یقین تام مردم و دولت به این نکته است که صلح فعال – حتا با شخص خود یا میان مردم- در نهایت جز از طریق استقرار و تحکیم نهادهای خودمختار جامعه مدنی ممکن نیست.

ما مردم تا بتوانیم حتا از خشونت با خود و خشونت با دیگر مردمان کناره بگیریم ناگزیریم تا هم در حوزه کار و هم در حوزه فراغت‌مان در نهادهای مدنی که تشکیل می‌دهیم به یکدیگر بپیوندیم و از طریق جامعه مدنی در ارتباط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی با دولت قرار گیریم. در روند گستردن و تحکیم جامعه مدنی بر حق متفاوت بودن خود —دگراندیشی و دگرکرداری خود— در همه ارتباط‌های شخصی، جمعی و سیاسی تاکید کنیم و برای ایجاد و حفظ صلح فعال در هر حوزه ارتباطی به اتکای صیانت از حق اعتراض خود از قدرت لازم برخوردار شویم. این شیوه روی‌گردانی از زیستن در حاشیه تاریخ و پای گذاشتن به متن آن و ماندن در این متن است.

  • لینک کوتاه:

مطالب اخیر

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با ستاره (*) مشخص شده‌اند.

Cancel reply