اردوغان و پوتین شرکای قابل اعتمادی برای ایران نیستند

عکس: Kremlin Press Service

نزهت امیرآبادیان / جامعه نو – ترکیب ولادمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه و رجب طیب اردوغان رئیس‌جمهور ترکیه معجونی عجیب و به‌دردنخور است. مخصوصا اگر قرار باشد این دو بر سر موضوع پرمناقشه ای چون آینده سوریه متحد شوند.
هر دو این رهبران نشان داده‌اند که در پیمان‌ها و قراردادها سست عنصر و غیرقابل‌اعتماد هستند اتفاقات در خاورمیانه لحظه‌به‌لحظه تحلیلگران را شگفت‌زده می‌کند و به دنبال آن منافع تغییر می‌کند و اردوغان و پوتین نیز به دنبال منافع لحظه‌ای هستند.
حدود دو سال پیش در نخستین روزهای دخالت نظامی روسیه در سوریه در تاریخ ۲۴ نوامبر ۲۰۱۵، نیروهای ترکیه جنگنده روسی را که به سمت سوریه در حرکت بود سرنگون کردند. تهدیدها تا آنجا بالا گرفت که بسیاری از تحلیلگران از احتمال وقوع جنگ میان دو کشور سخن گفتند. تظاهرات بسیاری علیه ترکیه در برابر سفارت این کشور در مسکو و همچنین کنسولگری‌های ترکیه در کازان، استاوروپول و سن‌پطرزبورگ برگزار شد. شبکه‌های اجتماعی روسیه از انتقاد تند علیه ترکیه لبریز شده بودند. ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه، این واقعه را «خنجری از پشت» نامید که از جانب «شرکای تروریست‌ها» صورت گرفته و وعده داد که عواقب جدی در انتظار روابط روسیه و ترکیه است. اما پس از چند ماه اردوغان عذرخواهی کرد و روابط حسنه شد.
هنگامی که در اواخر آبان ماه گذشته سران ترکیه، روسیه و ایران بر سر آینده سوریه در سوچی نشست برگزار کردند. در همان زمان نیز حضور دولتمردان ایران در این نشست و اعتماد به این گروه سه‌جانبه تردیدهای بسیاری به همراه داشت. حدس اینکه ترکیه یا روسیه مواضع خود را تغییر خواهند داد چندان دشوار نبود. و حالا با گذشت تنها یک ماه و نیم پس از این نشست پر سر و صدا، اختلافات آغاز شده است.
روزنامه القدس العربی گزارش داده که مهم‌ترین این اختلافات مساله کردها، سرنوشت بشار اسد، سرنوشت مخالفان مسلح سوری در آینده سوریه و آنچه «نفوذ ایران در سوریه» خوانده می‌شود، است.
جلال سلمی، پژوهشگر سیاست بین‌الملل در این رابطه گفته است: با توجه به اختلافات آنکارا و مسکو در سیاست‌های خارجه‌شان، اختلافات میان آن دو اختلافاتی استراتژیک و قابل استمرار هستند. میان طرح فعلی ترکیه موسوم به «امپراتوری عثمانی جدید» که به دنبال گسترش روابط اقتصادی،‌ امنیتی و اجتماعی با کشورهای منطقه است و طرح روسیه موسوم به «اوراسیای جدید» با هدف ایجاد نقاط نفوذ برای روسیه در بالکان و خاورمیانه تعارض استراتژیک وجود دارد.
ترکیه نگران استقلال کردها و مسلح شدن آنهاست و مسکو نیز از تضمین‌هایی که پیش از این درباره بشار اسد به آنکارا داده بود، عقب‌نشینی کرده است.
سلمی می گوید: پیش از این مسکو همواره از نقش مرحله‌ای اسد در سوریه سخن می‌گفت، اما اکنون از بقای غیرمشروط او در این کشور می‌گوید، زیرا آنگونه که به نظر می‌رسد مسکو توان برکناری اسد از قدرت را ندارد.
رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهوری ترکیه چند روز قبل مخالفت خود را با دستیابی به راه حلی در سوریه بدون برکناری اسد از قدرت اعلام کرد. این امر انتقادات وزارت خارجه روسیه را در پی داشت.
از سوی دیگر روسیه برای نابودی مخالفان در سوریه تلاش می‌کند. این در حالی است که ترکیه سعی دارد این مخالفان به ویژه شاخه مسلح آنها را در ساختار ارتش جدید سوریه بگنجاند.
اما اختلاف بزرگتر دو طرف از نظر سلمی «نفوذ ایران در سوریه» است. بدون کمترین تردیدی نقش ایران در سوریه یکی از مهمترین دغدغه‌ها و نگرانی‌های آنکاراست و به نظر می‌رسد نشست‌هایی که میان دو طرف بدون حضور ایرانی‌ها برگزار می‌شود، همواره در این مسیر دچار مشکل می‌شود.
آنچه مسلم است دولتمردان ایرانی نباید و نمی توانند با اتکا به روسیه و ترکیه در مورد موضوعاتی همانند سوریه تصمیم گیری کنند و لازم است همگرایی بیشتری با بقیه کشورهای تاثیر گذار در سوریه داشته باشند و پای خود را بر زمین سفت تری قرار دهند.

  • لینک کوتاه:

مطالب اخیر

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با ستاره (*) مشخص شده‌اند.

Cancel reply

1 Comment

  • جلال فضل اللهی
    ۱۵ دی ۱۳۹۶, ۱۶:۵۵

    نویسنده مقاله که در ابتدا نگران سست عنصری و غیرقابل‌اعتماد بودن پوتین و اردوغان برای ایران است، در انتها می نویسد:
    آنگونه که به نظر می‌رسد مسکو توان برکناری اسد از قدرت را ندارد.
    مگر عدم برکناری اسد، خط قرمز ایران نبود؟

    پس می توان نتیجه گرفت که بحث اعتماد مطرح نیست بحث توان است.
    در این صورت چه جای نگرانی؟

    REPLY